الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

382

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و نه در قرابت » . او نتوانست به وى پاسخى بدهد و به آنها گفت : آيا شما را از خودتان باخبر سازم ؟ گفتند : بگو كه اگر ما از تو بخواهيم ما را رها كنى ، تو رهايمان نخواهى كرد ! ( 1 ) وى خواسته‌ها و تمايلاتشان را براى آنان بازگو مىكرد و آنها را از نفسياتشان باخبر مىساخت ، پس روى به « زبير » كرد و به او گفت : اما تو اى زبير ! تو زود رنج ناپايدار هستى ، وقت رضايت ، مؤمن و هنگام خشم ، كافرى ، روزى انسان و روزى شيطان هستى و اگر خلافت به تو برسد ، روز خود را در بطحا ( مكه ) بر سر يك مد جو ! به دعوا مىگذرانى ، پس اگر حكومت به تو برسد ، نمىدانم چه كسى براى مردم باشد آن روز كه شيطان مىشوى و چه كسى باشد آن روز كه خشمگين مىگردى و خداوند امر اين امّت را براى تو فراهم نخواهد كرد ، در حالى كه تو همراه چنين صفتى باشى . ( 2 ) زبير ، بنابراين تحليل نفسانى از شخصيتش ، گرفتار بيماريهاى خطرناكى بوده كه عبارتند از : 1 - زودرنجى و دلتنگى . 2 - ناپايدارى در رفتار . 3 - خشم فراوانى كه شعور و توازنش را از وى مىگرفته . 4 - حرص و بخل كه اين دو وى را بر آن مىدارند كه با مردم بر سر يك مد از جو ، به زد و خورد بپردازد . ( 3 ) اين خويها از صفات ناشايسته هستند و هر كس بدانها متصف باشد ، صلاحيت عهده‌دار شدن هيچ منصب حساسى در دستگاه دولتى ندارد چه رسد به اينكه خليفه و پيشواى مسلمين گردد .